موج سبز از کجا رویید؟
سال هفتم – (دوره ی جدید) – شماره ی شصتم-بها:۳ دقیقه
بسم الله
یک نگاهک تحلیلی به پس از انتخابات/۱:
موج سبز از کجا رویید؟
مشق شب:تو و مردم…
امام حسن(علیه السلام) فرمود:
چنان با مردم رفتار نما که دوست دارى با تو رفتار کنند.
از هر معصوم چهل حدیث، ص ۱۱۴
پیدا کردن این که اصالتا موجی که امروز به نام “موج سبز” معروف شده است، از کجا پیدا شده است، نباید کار بسیار سختی باشد. سرنخ این موج نه در رسانه های بیگانه می توان یافت و نه در دسیسه های خارج علیه داخل.
پی ماجرایی مانند موج سبز را وقتی می گیریم، می رسیم به آن روزی که گشت های ارشاد – بنا به سلیقه خودشان – جلوی مصادیق تبرج و بدحجابی و پوشش نامناسب را – به بدترین وجه ممکن – می گرفتند.
می رسیم به آن روزهایی که بخشنامه های رسانه ملی یک به یک می رسید که “انتقاد” از دولت عواقب بدی را به دنبال خواهد داشت. می رسیم به آن روزی که سوپاپ های اطمینانی همچون شرق، هم میهن، شهروند امروز و امثال آن تخته شدند و شبکه های رادیو و تلویزیون به حمد و ثنای دولت نهم پرداختند.
می رسیم به آن روزهایی که مرز نقد و تخریب در ادبیات سیاسی ما گم شد و هر آن کس هم که نقد دلسوزانه می کرد، برچسب تخریب می خورد و به کناری می رفت.
می رسیم به آن روزهایی که علی رغم توضیح دلایل حمایت خاص مقام معظم رهبری از دولت نهم توسط خود ایشان، رسانه های احمقی مانند کیهان، فارس و رجا و بلندگوهای مریضی همچون اعتماد و اعتمادملی نگذاشتند این خط افتراق رهبری و رییس جمهوری به خوبی مشخص شود و منتقدان احمدی نژاد، منتقدان رهبری شدند و باقی ماجرا.
نطفه های موج منتقد جدی دولت در همین روزها منعقد شد. بعد از آن هم فردی مانند میرحسین موسوی آمد و این موج را باغبانی کرد. مرد سبز ایران در آستانه انتخابات سعی کرد شرایط را طوری جلوه دهد که انگار دولت نهم کشور را به ورطه سقوط کشانده است. در حالی که با قبول شرایط نامساعد کشور، نمی توان این طور برداشت کرد که سیاست های محمود احمدی نژاد می رفت تا کشور را منفجر کند! موسوی سعی کرد تمام آتش های زیر خاکستر مردم علیه شخص محمود احمدی نژاد را به نحوی شعله ور کند و به آن ها این طور بقبولاند که تمامی مردم ایران با شما یک صدایند و احمدی نژاد را نمی خواهند.
در همین سخنرانی های موسوی بود که موج سبز پروار شد و با کلمه کلمه های “کلمه” و “قلم نیوز”، تنفر حامیان میرحسین از محمود نهم بیش از پیش می شد. همین تنفرهای افراطی بود که نگاه ها را نسبت به همه چیز کثیف کرد و ۱۳ میلیون حامی مهندس را به فضایی برد که “طبق آمار واصله، پیروز قطعی در انتخابات ۲۲ خرداد، بنده هستم!”
همین تنفرها، همین توهم ها و همین اطمینان ها به “احمدی بای بای” باعث شد که موج سبز – و به خصوص جوانان حامی مهندس – هر گونه احتمال پیروزی محمود احمدی نژاد را در انتخاب دهم ملت ایران نزدیک به صفر بداند.
ادامه دارد…
موضوع قسمت بعد:
*مطالبات موج سبز چیست؟ یا موج سبزی ها چه می خواهند؟
و… آن ها: لطف کردید اگر زحمت چند کلیک را کشیدید و کامنت گذاشتید.
Tags: حدیث49
آبان ۲م, ۱۳۸۸ at ۱:۱۹ ق.ظ
آفرین عالی بود
آبان ۲م, ۱۳۸۸ at ۲:۴۲ ق.ظ
سلام
اول آنکه کیهان و رجا و امثالهم احمق نیستند و این ادبیات خوبی نیست، در حالیکه خیلی هم خوب بلد هستند چی کار انجام بدهند …
بعدتر آنکه به نظر می رسد که نمی توان بیان داشت که میرحسین اینطور جلوه داد که کشور در حال خوردن لطمات جبران ناپذیر است و سقوط کرده است و نه در حال سقوط است … این را می شود گذاشت به عهده زمان تا دوستانی که باور ندارند در طول زمان خود باور کنند … چه قدر خوب می شود که کشوری به ما حمله نکند …
تنفر مردم از احمدی ساخته میرحسین نبود ساخته احمدی بود و میرحسین در این میدان عقب تر از مردم بود و مردم جلوتر … میرحسین نفرت مردم را بیان کرد و بر همگان عیان شد …
آنوقتی که بوق حضور حداکثری حداکثری می زدند به فکر اینجاش نبودند که اگر نتیجه حداکثری نباشد دیگر مجلس و شورای شهر نیست که مردم چیزی نگویند …
خلاصه آنکه آنقدری که من نقش ا.ن رو در این بلوا و رونق گرفتن موج سبز پررنگ می بینم که نمی شود ندیده گرفت آنرا … ا.ن در این بازی مبتکر نبود و حرکاتش جوابی بود به بدترین شکل ممکن
یا علی
آبان ۲م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۱۹ ق.ظ
اینایی که گفتی به نظرم، فوت کردن خودیها به آتیش بود. نه اصل ماجرا
آبان ۲م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۴ ب.ظ
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آبان ۲م, ۱۳۸۸ at ۱:۰۳ ب.ظ
کامنت بی ربط : تولدت مبارک ک ک ک ک ک
.
.
آبان ۲م, ۱۳۸۸ at ۵:۱۹ ب.ظ
سلام آقا!
)))))))
خوبی؟
اون دیجیتالتون مبارک!
راستی به کیهان فحش نده ! ناراحت میشما!
آبان ۳م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۳ ب.ظ
اوه خوب باید همه جنبه ها رو دید.به هرحال انسانها خطا زیاد دارند.ولی من فکر میکنم به یه کم قبل ترش هم برگرده.مثلا به زمانی که قرار بود جامعه مدنی بسازند که مااخرش هم نفهمیدیم قرار بود چی بسازند اما عاقبتی که دیدیم شیوع بی بندوباری و سو استفاده یک عده ای ازشعار ازادی بود اززمانی که به بهانه رای ۲۰ میلیونی تو روی رهبر ایستادند وهرکی مخالفت کرد شد گروه فشار حتما فراموش نکردید.یا حتی پیش تر از زمان خصوصی سازی های بی محابا و کارشناسی نشده.اون وقتها هم شاهد تعطیلی روزنامه های مخالف بودیم مثل تعطیلی یالثارات یاتغییر سردبیر خراسان و از این قبیل.اما مردم قاطی نمیکردند.من بعید میدونم که همه اش تقصیر خودمون باشه.اقای موسوی اقدامات احمدی نژاد رو محرک دشمن برای حمله میدونه .ودلایل خودشو داره اما من معتقدم دشمن ما به این حرفها کارنداره اگه بتونه حمله میکنه با دلیل یا بی دلیل.ما باید اماده باشیم.واعدوا لهم مااستطعتم من قوه.
یاعلی
آبان ۴م, ۱۳۸۸ at ۷:۰۹ ب.ظ
می رسیم به سی سالی که بر این مملکت و مردمش با همه خوبی ها و بدی هاش گذشته .
می رسیم به جایی که دیگر مردم رو نمیشه نادیده گرفت .
می رسیم به خون جوانانی که نهال این جنبش رو ابیاری کرد.
.
.
.
می رسیم به جنبش سبز .
آبان ۴م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۰ ب.ظ
واقعا عالی بود…خیلی حال کردم…موفق باشی…
لینک ات کردم رفیق
آبان ۵م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۱۷ ق.ظ
خدا به هممون رحم کنه
آبان ۶م, ۱۳۸۸ at ۲:۰۹ ب.ظ
اینقدر که این تیکه ی نظر “ف.گ تهرانی” برام جالب بود، حتی خود این متن برام جذابیتی نداشت :”به بهانه ی رای ۲۰ میلیونی تو روی رهبر ایستادند و هر کی هم مخالفت کرد شد گروه فشار”
من واقعا نمیفهمم، مگه رهبر کیه که کسی به هر بهانه ای حق نداره تو روش وایسه و نقدش کنه؟چرا شماها تا کسی میگه بالا چشم رهبر ابروئه اینقدر به تریش قباتون برمیخوره؟باید فاتحه ی یه جامعه ی مدنی سالم رو خوند اگه نشه به رهبر جامعه انتقاد کرد و حتی علنا تو روش ایستاد و گفت :”ما با شما مخالفیم”
متنفرم از اونایی که رهبر رو بت کردند و چنان حریم تنگی براش قائل شدند که جز خودشون ، کس دیگه ای توش جا نمیشه
آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۷:۳۸ ب.ظ
کی گفته که امثال شهروند امروز سوپاپ اطمینان هستند؟
اونها از عوامل ایجاد جو عدم اطمینان مردم به وضعیت کشور بودند
من نمیتونم بگم تحلیل خوبی نوشتی ولی قابل نقد و دفاع هست
آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۰ ب.ظ
ببخشید که اینجا با جناب گاندولف بحث میکنم!
حضرت آقا اشتباه دریافت کردند یا فرقی بین نقد و رودر رویی قایل نیستند .هیچ کس انکار نمی کند که رهبری هم انسانیست مانند همه و اشتباهاتی دارد که باید نقد شود به هر صورت دیدگاههای مختلفی در مورد اداره جامعه هست که هریک بحثی داردو نقدی .حالا شما که معتقدید به مدنیت باید قوائد آن را هم بپذیرید .از این قوائد اصالت قانون است.یعنی هر جا اگر کسی بخواهد به گونه ای رفتار کند که اصل حاکمیت نظام متزلزل شود به بدنه این قانو ن صدمه زده وباید عواقب آن را بپذیرد .این مختص ایران نیست ودر همه دنیا همین طور است والاهرج ومرج حاکم شده و بزرگان دنیا تصمیم میگیرند بیایند دموکراسی را حاکم کنند و بقیه ماجرا
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۲:۴۸ ب.ظ
با نشکر از ف گ تهرانی بخاطر توجهش
اصل حاکمیت نظام ، اگر اجازه ی نقد واقعی به عموم مردم بدهد ،بطوریکه آنها واقعا حس کنند و باور کنند کسی حرفشان را میشنود و ترتیب اثر میدهد ، مطمئن باشید هیچ کس (مگر آنانکه واقعا مرضی و غرضی نسبت به نظام دارند)به فکر متزلزل کردن آن نمی افتد.اما امروز آنچه نگران کننده است ، به نظر میرسد بحث نارضایتی ، انهم از نوع حادش ، به شدت همه گیر شده.و عاقبت این نارضایتی همه گیر ، و همچنان شادی و خوشحالی و گل و بلبل نشان دادن اوضاع توسط صدا و سیمای ما ، و حتی در بعضی از موضع گیریرهای خود رهبری ، بوی خطر میدهد.فکر متزلزل کردن نظام ، یک زمانی فکر آدمهای غرض و مرض دار بود.متاسفانه ، و باز هم تاکید میکنم متاسفانه ، الان خیلی عمومی تر شده.کافی است شما یک نگاهی به وضعیت حجاب دختران ما این اواخر بیندازید تا ببینید همان زمانیکه مثل کبک سرمان را توی برف کرده ایم و به خودمان تلقین میکنیم که همه چیز خوب است ، و اصرار هم داریم که همه آنرا بپذیرند، بعضی ها از چه راه هایی به همان نظام مقدس ما و همه ی مقدساتش دهن کجی میکنند.خوب لابد همه شان مرض دارند دیگر….
و من اصولا نمیتوانم هضم کنم و درک کنم ، که کسی را به صورت “مطلق” ولی فقیه بدانیم .چون وقتی چیزی برای ما مطلق شد ، این کلمه ی مطلق ، همین خاصیت را هم دارد که هر نوع اعتراض و یانقدی به آن ، نوعی حالت تدافعی برایمان ایجاد میکند.کما اینکه در نظر سابق شما که در باره اش عرایضی داشتم ، ناخودآگاه این لحن دیده میشد.حالا گیریم که بین نقد و رودررویی تفاوت قائل شده اید و حتی منظور همان رودررویی بوده است.من فکر میکنم این نوع احترامات بسیار فائقه ی ما برای “ولایت مطلقه ی فقیه”،فقط مختص ائمه ی مااست که در عصمت آنها شکی نیست.الان هرکسی در این نظام در هر کسوتی ،حتی کسوت “رهبری”، چیزی جز یک “مسئول” نیست.مسئولی که وظایفش تعریف شده است و عملکردش زیر نگاه نقادانه و تیز بین میلیونها آدم از اقشار مختلف.از نخبگان جامعه گرفته تا افراد عادی.
در مورد این مطلق بودن ولایت فقیه ، از هر نوع نظر بیطرفانه و منطقی در جهت روشن شدن موضوع ، به شدت استقبال میکنم
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۷:۵۷ ب.ظ
سلام دوست با ذوق من خسته نباشی باآرزوی موفقیتان دریک جمله:
تولدت مبارک
دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره)
ارومیه مرکز همیشه سبز وغیور آذربایجان غربی AZERBAIJAN
rs272@yahoo.com
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۱ ب.ظ
سلام
خودم هستم … بازگشتم
یا علی
آبان ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۲:۴۰ ب.ظ
سلام!
خیلی ساده انگارانه است که همه چیز را داخلی و متعلق به سال ۸۴ به بعد می بینید.
نطفه سبز از جایی بسته شد که دارو دسته ای که از ابتدای انقلاب کار دستشان بود ، در سال ۸۴ دیدند که کار از دستشان خارج شد. دیدند شعار جدیدی ندارند که رو کنند.
کاش فراموش نمی کردید آن وقت که آقایان نتوانستند در انتخابات ۸۴ قدرت را دست بگیرند، گفتند:مردم احمق اند نمی فهمند که مشکلشان نان و آب نیست، مشکلشان آزادی سیاسی است.
خوب بود حرف های خانم فائزه هاشمی را می شنیدید که چه ها می گفتند. اگر ندارید برایتان بفرستم.
کاش حداقل کتابهای خاطرات آقای هاشمی را تورقی می کردید تا خیلی چیزها دستتان بیاید.
کاش فراموش نمی کردید زمانی را که بارها به رهبری ، ائمه، پیامبر در همین روزنامه های توهین فحاشی می شد….
مثل اینکه شما حرفهای افراد دستگیرشده بنیاد سورس را فراموش کردین؟!؟
آقای میثمی!
میرحسین موسوی آخرین برگ پرونده اصلاحات بود. آخرین فرد. حالا هم اگر قضیه را ول کنند، اصلاحات برای همیشه می میرد. دیگر کسی را ندارند…
حداقل شباهت های جنبش سبز را با کودتاها و انقلابهای رنگین سایر کشورها را ببینید و بعد بگویید همه چیز تقصیر دولت نهم بود…
آبان ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۸ ب.ظ
من همچنان منتظر پاسخ منطقی هستم
آبان ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۹ ق.ظ
ببخشید آقا یا خانم قاصدک می شه لطف کنید و ازشباهت های جنبش سبز با کودتاها و انقلابهای رنگین سایر کشورها ۵ مورد را بیان بفرمائید حالا ۵ مورد هم نشد ۲ مورد خوبه تا دوستان به فیض برسن
آبان ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۵ ق.ظ
کاش بیخیال سیاست میشدی حسن میثمی. حیف تو نیست؟؟؟
آبان ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۵:۰۴ ب.ظ
و سلامی از دور و تبریکی از نزدیک برای تولدت!!!
یادمه تو روزای انتخابات و بعدش هیچوقت ازت نپرسیدم به کی رای دادی ولی همیشه واسم تحلیلت جالب بود چون حتی اگه به متقلب نژاد هم رای داده بودی بازم جز اون طرفدارای منطقیش بودی و اگر هم با ما و جنبش سبز بودی که بازم منطقتو عشق بود!!!
به نظر من جنبش سبز و رستاخیزی که به پا کردند ساخته و پرداخته کسی یا گروهی نبودش بلکه این نتیجه بی توجهی به خواسته های بخشی عظیمی از مردم بودش که در طول این ۴ سال ظلم و بی عدالتی چشیدن و چیزی نگفتن…
میرحسین و امثالهم یه اسمند برای این جنبش. همینطور که دیدیم وقتی اونا رهبری جنبش سبز در اعتراضات رو رد کردند بازهم صدای اعتراض مردم قطع نشد…
شاید شنیده باشی که گالیله در دادگاهی منصفانه و عادلانه اعتراف کرد که زمین گرد نیست!!! گالیله درباره این تغییر موضع عجیبش میگه حقیقت اونی نیست که من بگم! زمین گرد و با انکار و اعتراف من چیزی عوض نمی شه! حقیقت نیازی به کلام و اعتراف ما نداره! حقیقت چیزی است که برای همه روشن است…
چه ما بخواهیم جنبش سبز را ببینیم و نبینیم این جنبش و صدای اعتراضش حقیقتی است که در بطن جامعه ما وجود دارد. چشم بستن به خواسته های جنبش سبز و ستیز با آنان اشتباهی است که حکومت هر روز در حال تکرار دوباره آن است.
فراموش نکنیم که ۱۶ میلیون ایرانی در روز ۲۲ خرداد به پای صندوق رای رفتند تا به ا.ن که کاندیدای مورد نظر حکومت ایران بود نه بگویند! همت و اراده این ۱۶ میلیون که به ا.ن و همه هواداران و هواخواهانش نه گفتند باید مورد توجه قرار بگیرد وگرنه ایرانمان در آینده روزهای اتحاد را نخواهد چشید…
لذت بودن در جنبش سبز برای من آنقدر عزیز و دلچسب است که تا همیشه به رایم به مرد سبز ایران و جنبش سبز افتخار می کنم و می بالم…
به امید فردایی بهتر!!!
آبان ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۵:۳۸ ب.ظ
اگر دیر سخن میگویم منتظربودم شاید دیگر دوستان نظری داشته باشند. مسئله ولایت مطلقه فقیه بحثی فقهی است مربوط به خواست ویا نخواستن امثال من نمیشود .مانند دیگر امور مربوط به فقه دانشمندان علوم دینی بحث وبررسی میکنند.اگر به این نتیجه برسند اعلام میکنند ومقلدین ایشان اطاعت میکنند.حالا اگر مرجع تقلید شما به این نتیجه نرسیده حکمی بر شما نیست.اما در عمل به قانون یا فقه در ایران فرق زیادی نیست بلکه فرق در نیت است.شما اگر به ولایت فقیه معتقد باشیدومثلا حکم جهاد صادر شود وظیفه جهاد بر شما واجب میشود .اگر معتقد نباشید واجب نمیشود ولی اگر مثلا سربازی نرفته باشید شما را به جبهه میبرند وممکن است کشته بشوید که در مورد اول شهید میشوید ودر مورد دوم کشته راه وطن!
اما انتقاد به رهبری که چون از احمدی نژاد (ان هم نه از همه مواضعش که در بعضی سیاست های کلی) حمایت کرده وبه مذاق بعضی خوش نیامده:باید بگویم رهبری که نتواند از سیاست دولتمردان حمایت کند یااگر خطا کردند نتواند موضع بگیرد به چه کار می اید؟حدود وظایف رهبر حتی اگر به قول شما معتقد به ولایت فقیه نباشیم در قانون مشخص وروشن است وحتی در صورتی که عدم کفایت فردی برای رهبری مشخص شود پیش بینی عزل او توسط مجلس خبرگان رهبری در قانون شده ومجلس خبرگان هم با رای خود ما انتخاب میشوند.مگراینکه مثل اقای موسوی انتخابات را قبول نکنیم که در واقع مانند ان است که کل نظام را نپذیرفته ایم.