Archive for the ‘خودماني ها’ Category

عهد ِ ما

شنبه, اسفند ۱۵م, ۱۳۸۸

سال هفتم – (دوره ی جدید) – شماره ی شصت و هفتم-بها:۱ دقیقه

بسم الله

شماره شصت و هفتم

مشق شب:
امام حسن(علیه السلام) فرمود:
انسان‌ تا وعده‌ نداده، آزاد است. اما وقتى‌ وعده‌ مى‌دهد زیر بار مسؤولیت‌ مى‌رود و تا به‌ وعده‌اش‌ عمل‌ نکند رها نخواهد شد.
بحار الانوار، ج۷۸، ص۱۱۳


حاضر بود شرط ببندد. می گفت سرم برود، قولم نمی رود.

راست می گفت. سرش رفت، اما قولش؛ نه!

به مثابه خوردن یک لیوان آب

شنبه, اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۸۸

سال ششم-(دوره ی جدید)-شماره ی پنجاه و هفتم-بها:۳ دقیقه

بسم الله

تخریب کردن چه آسان…

به مثابه خوردن یک لیوان آب

مشق شب:مواظب زبانمان نیستیم…

امام حسن(علیه السلام) فرمود:

از بهره‌ زبانت‌ همان‌ مقدار براى‌ تو کفایت‌ مى‌کند که‌ راه‌ هدایتت‌ را از گمراهى‌ روشن‌ کند.

بحار الانوار ، ج۷۸ ، ص۱۱۴

مدت ها بود که می خواستم این نوشته را منتشر کنم. اما از آن جایی که بیم “حدیث نفس” شدن می رفت، در انتشار آن مردد بودم. تا این که هر روز اخبارهای مختلف انتخاباتی و دیگر اخبار داخلی را شنیدم و حداقل برای روشن تر شدن افکار خوانندگان این جا، برای انتشار این دست نوشته دلایل نسبتا محکم تری پیدا کردم. از شما خواهشمندم بخش اول را فقط به عنوان یک نمونه مثال قبول کنید و خیلی پی اش را نگیرید. مقصود بخش سوم است.

برداشت نخست: از آن هاست که بر ماست
از زمانی که کار وبلاگ نیوز را آغاز شد حدود ۶ ماه می گذرد. اما در این ۶ ماه حرف هایی درباره این سایت کوچک بی خطر شنیده ام که حداقل خودم که از زیر و بم خط و ربط این سایت مطلعم، جز شاخ های روی سرم، هیچ نتیجه ای را در بر ندارد. ابتدا با انتشار مطلبی این سایت را از آن خبرگزاری فارس و بخش دولتی دانست. (+) بعد از آن دیگری وبلاگ نیوز را متعلق به جریان تندروی حوزه علمیه قم قلمداد کرد. بار دیگر فرد دیگری ما را منتسب به سپاه و البته یکی از مجامع وبلاگی دانست و در آخرین شایعه، وبلاگ نیوز محصول یکی دیگر از مجامع وبلاگی شد! تا این جای کار این ۴ شایعه ای را که هر کدام از پراکنده کنندگان آن برای حرف هایشان -مثلا- دلایل قانع کننده ای داشتند را داشته باشید.

برداشت دوم: از ماست که بر آن هاست
شاید این حرف ها برایتان خیلی جذاب نباشد. مسلما هم نمی خواستم این خزعبلات را در هم ببافم. اما این شایعات برای -حداقل- من که از تمامی روابط وبلاگ نیوز -روابطی که با هیچ کجا ندارد!- مطلعم، این حرف ها جز یک درس خیلی بزرگ هیچ نداشت. درسی که باعث شد خیلی از رفتارهایم تغییر کند.

برداشت سوم: از ماست که بر ماست
یک حساب سرانگشتی هم که بکنی، می بینی برای یک سایت کوچک تازه کار که به راحتی می شود این قدر حرف درآورد، برای یک فرد در مقیاس رییس و وزیر و وکیل چقدر راحت تر می توان شایعه و خزعبل بافت. اتفاق عظما روزی به وقوع می پیوندد که فرد شایعه کننده یک رسانه هم در دست داشته باشد. آن وقت دیدن این که یک شایعه اساسا دروغ چقدر زندگی انسان ها را تغییر می دهد و مسیر آن ها را منحرف می کند سخت است. حالا هر چه هم بیایی و تکذیب کنی که آن چه شایعه شده است صحت ندارد، اما شایعه شده است و تو هم در این شایعه از دست رفته ای.

برداشت چهارم: از خداست…
و پس از دیدن درماندگی بندگانش توسط بندگانش، چه حالی می شود؟


و…آن ها:با تشکر از دوستان خوب و مهربانی که به حقیر و این وبلاگ در این هفته لطف کردند. پاسخ های نظراتتان در زیر هر نظر درج شده است.

وبلاگ امضا ۸۲ — وبلاگ گلچهره — وبلاگ چرک نوشت های یک بچه آخوند — ناشناس — وبلاگ بی سایه بان — وبلاگ آشنایی با پدر زمان — وبلاگ بادبادک باز — پناه — وبلاگ کاغذ کاهی — وبلاگ لیوان خالی — فرزاد — وبلاگ تلکس — وبلاگ ساعت شنی — وبلاگ برای همیشه — عمه بزرگه — وبلاگ دست نوشته های یک کج و معوج سرخورده — وبلاگ صلیب نقره ای — وبلاگ راه سخت — وبلاگ بچه های آسمان — وبلاگ رنگ صداقت — وبلاگ مرصاد — وبلاگ راه آسمانی

شنیدن کی بود مانند دیدن؟

یکشنبه, فروردین ۲م, ۱۳۸۸

سال ششم-(دوره ی جدید)-شماره ی پنجاه و چهارم-بها:۱ دقیقه

بسم الله

در اردوی جنوب درک کردم

شنیدن کی بود مانند دیدن؟

مشق شب:خیانت نکن آقای روایت گر!

امام حسن(علیه السلام) فرمود:

خردمند کسى است که وقتى از او پند خواستند خیانت نکند.

تحف ‏العقول، ص ۲۳۹

جنگ آن چیزی نیست که راویان جوان جنگ ندیده روایت می کنند؛ علی الظاهر!

در اردوی اخیر “از بلاگ تا پلاک۴″ هر چیزی را که نفهمیده باشم، این یکی را خوب فهمیدم.


و…آن ها:با تشکر از دوستان خوب و مهربانی که به حقیر و این وبلاگ در این هفته لطف کردند.

به علت ذیغ وقت فرصت آوردن لینک دوستان نبود. به بزرگواری خودتان ببخشید!

تولد دوباره

شنبه, آذر ۲م, ۱۳۸۷

سال ششم-(دوره ی جدید)-شماره ی چهل و سوم-بها:۳ دقیقه

بسم الله

چند بار متولد می شویم کلا؟

تولد دوباره


مشق شب:وقتی آخرت خراب باشد…

شخصى‌ به‌ امام‌ حسن‌ (علیه‌ السلام) عرض‌ کرد: اى‌ پسر پیامبر خدا چرا ما از مرگ اکراه‌ داریم‌ و آن‌ را دوست‌ نداریم‌؟ حضرت‌ فرمود:

چون‌ شما آخرت‌ خود را خراب‌ و دنیایتان‌ را آباد کرده‌اید، بنابراین‌ انتقال‌ از عمران‌ و آبادانى‌ به‌ خرابى‌ و ویرانى‌ را دوست‌ ندارید.

بحار الانوار، ج‌۴۴، ص۱۱۰

همه در جنب و جوش بودند. کسی نبود بیکار باشد تا مقدمات کار فراهم شود. جمعیتی آمده بودند برای بدرقه اش.

***

جمعیتی آمده بودند برای استقبالش. پدرش نگران تر از همیشه چشم به راهش بود تا به این دنیا بیاید. قلبش خیلی تندتر از آن چه باید می زد. نگران بود که نکند فرزندش راحت متولد نشود. دستانش را در هم می فشرد و دائم قدم می زد و برای دیدن فرزندش لحظه شماری می کرد. پدر می دانست کلی آدم در آن دنیا دارند بدرقه اش می کنند. همین تصور، آشفتگی های روحی اش را کمی آرام می کرد.
اما خیلی طول نکشید. دلبندش را آوردند، در یک لباس سفید. پدر خیلی گرم او را در آغوش کشید. گرم تر از همیشه. دلش خیلی برای تنها دخترش تنگ شده بود. نامش را برای باری دیگر انتخاب کرد:سارا؛ سارا باقی

***

همه ی کارها انجام شده بود. فقط مانده بود اعلامیه. بدون این که ثانیه ای فکر کند تلفن همراهش را برداشت و به رفیقش –که طراح بود و انتشاراتی داشت- زنگ زد:«الو؛ سلام مسعود. اعلامیه ترحیم مادر ما رو چاپ می کنی؟ متنش رو بنویس: با نهایت تالم و تاثر درگذشت ناگهانی مادری دلسوز و فداکار، همسری مهربان بانو سارا باقی را به اطلاع کلیه دوستان و آشنایان و بستگان می رساند. به همین مناسبت…»

***

سارای دوباره متولد شده گریه ی آن دنیایی ها را هیچ گاه نفهمید. انگار این صحنه برایش تکراری بود، لحظه ای که بلند گریه می کرد و ماما به پشت او می زد. حالا او دیگر به آرامش رسیده بود. اما آن دنیایی ها این را نمی دانستند.


و…آن ها:با تشکر از دوستان خوب و مهربانی که به حقیر و این وبلاگ در این هفته لطف کردند.

وبلاگ شب شعر — وبلاگ گلچهره — حالا — وبلاگ چرک نوشت های یک بچه آخوند — خواجه محمود — وبلاگ امضا۸۲ — وبلاگ نجوای شبانه — وبلاگ بی سایه بان — وبلاگ راه آسمانی — وبلاگ صدای عجیب — وبلاگ صبح سپید — وبلاگ کاغذ کاهی

جمعه, آبان ۱۷م, ۱۳۸۷

سال ششم-(دوره ی جدید)-شماره ی چهل و یکم-بها:۰ دقیقه

بسم الله

بعضی وقت ها باید هیچی نگوییم

 

مشق شب:هیسسسس!!!

امام حسن(علیه السلام)فرمودند:

سکوت‌ پرده‌ نادانى‌ و زینت‌ آبرو و عزت‌ است‌ و کسى‌ که‌ سکوت‌ مى‌کند راحت‌ و آسوده، و همنشین‌ او در امان‌ است‌.

بحار الانوار ، ج‌۷۸ ، ص‌۱۱۱

خواستم درباره ی سکوت بنویسم، خنده ام گرفت که بخواهم درباره ی ساکت ترین موضوع عالم……..هیس!!!

 


 

و…آن ها:با تشکر از دوستان خوب و مهربانی که به حقیر و این وبلاگ در این هفته لطف کردند.

وبلاگ آخرین گلبرگ یاس — وبلاگ راه آسمانی — وبلاگ صدای عجیب — وبلاگ طعم عسل — وبلاگ یادداشت های یک خبرنگار جوانآخرین خورشیدسلامآرمیتا — وبلاگ ما باید با هم حرف بزنیم — وبلاگ بی سایه بان — وبلاگ صلیب نقره ای — وبلاگ شب های شعر شاعر شنیدنی است — وبلاگ کاغذ کاهی — نرگس — وبلاگ بچه های آسمان — وبلاگ اعترافات — وبلاگ گلچهرهخواجه محمود — وبلاگ ساعت شنی — وبلاگ مرصاد — وبلاگ چرک نوشت های یک بچه آخوند